ارزشهای اساسی در مددکاری اجتماعی

مددکاری دارای ارزشهای اساسی است که شالوده و اساس این حرفه را تشکیل میدهد. در واقع بدون این ارزشها مددکاری علم به حساب نمی اید .به عبارت دیگر اگر مددکاری را به یک درخت تشبیه کنیم ارزشهای مددکاری به مثابه ریشه ان است که بدون ریشه درخت پایدار نمیماند.


حال به معرفی ارزشهای اساسی مددکاری میپردازیم:


۱-حرمت مقام انسانی


۲-حق بهره مندی افراد به صورت یکسان از امکانات مادی و معنوی


۳-حق افراد در تصمیم گیری برای مسائل خود(خود تصمیم گیری)


۴-مسئولیت فردی و اجتماعی



۱-بر اساس این ارزش مددکار به همه مددجو ها به دیده احترام مینگرد و برای انها ارزش قائل است زیرا انها جدای از مشکلی که دارند یا مرتکب خطایی شده اند به خاطر اینکه انسان هستند احترام به انها واجب است .به عبارت دیگر مددکار به صورت بی طرف با مددجو ها برخورد میکند و در حل مشکل انها نهایت سعی و تلاش خود را به کار میبرد و نسبت به مددجوها دیدگاه مثبت یا منفی پیدا نمیکند.در واقع مددجو درست است که مرتکب خطا یا جرمی شده است ولی در ارتکاب او به این جرایم عوامل اجتماعی و محیطی نیز دخیل بوده اند و در بررسی مشکلات افراد نباید تنها بر روی خود فرد تمرکز کرده و تاثیرات دیگر عوامل را نادیده بگیریم .به این ترتیب دیدگاه و افق فکری مددکار در این صورت گسترده خواهد شد و با دید بازی به امور مختلف مینگرد.بر اساس این ارزش مددکار مددجو را به خاطر مشکل خود سرزنش و تحقیر نمیکند بلکه به او کمک میکند تا توانایی لازم در حل مشکل را پیدا کند.



۲-بر اساس این ارزش افراد و به طور کلی همه انسانها این حق را دارند که از امکانات و منابع موجود برای بهتر زیستن و ارتقای سطح زندگی خود استفاده کنند.مددکار به عنوان فردی از افراد جامعه این نکته را میداند که وضعیت جوامع باعث شده تا بعضی از افراد از حتی ابتدایی ترین و ساده ترین امکانات برای زندگی محروم باشند و عده دیگری از نظر رفاه اقتصادی در بهترین شرایط به سر برند.بر این اساس مددکار سعی میکند تا در حد امکان منابع قابل استفاده را برای اقشار اسیب پذیر در اختیار انها قرار دهد و یا مددجویانی را که با نحوه استفاده از این منابع اشنایی ندارند را راهنمایی کند و به انها در استفاده از این امکانات یاری دهد.البته این امر بسیار حساس است زیرا اگر مددکار جنبه استقلال و باز توانی مددجو توجه نداشته باشد ممکن است مددجو وابسته به مددکار شود که مغایر اصول و ارزشهای مددکاری است.مددکار باید سعی کند که همراه با ارائه کمک به مددجویان انها را با تواناییهای خود اشنا کرده و استقلال و خود توانی را در انها شکوفا کنند.



3-با توجه به اين ارزش اساسي مددكار در جريان كمك رساني به اين نكته توجه دارد كه مهمترين اصل در اين حرفه باز تواني و شكوفا كردن استعدادها و توانايي هاي مددجو است .مددكار به اين وسيله به مددجو كمك ميكند تا براي حل مشكل خود تصميم بگيرد و خود مشكلش را با سعي و تلاش بر طرف سازد. اگر مددكار به اين ازرش توجه نكند مددجو به مددكار وابستگي پيدا ميكند و توانايي هاي خود را در حل مشكلاتش ناديده ميگيرد.به عبارت ديگر تصميم گيري مددكار به جاي مددجو در جريان كمك رساني به معني بي توجهي مددكار به قابليت هاي مددجو در برطرف كردن مشكلاتش است و به نوعي توهين به او به حساب ميايد.مددجو بايد براي حل مشكلش خود تصميم بگيرد حتي اگر ان تصميم اشتباه باشد.

 

۴-طبق این ارزش هر فردی علاوه بر اینکه نسبت به خود مسوول است در مقابل نسبت به دیگران هم مسئول است .به عبارت دیگر مددکار میبایست به مددجو این امر را بفهماند که ان فرد تنها برای خود زندگی نمیکند بلکه دیگران هم از او توقعاتی دارند و او بایستی نسبت به این انتظارات اهمیت قائل شود.در واقع به وسیله این ارزش مددکار به مددجوی خود نشان میدهد که دیگران هم از انها انتظاراتی دارند و به طور ضمنی پذیرش مسئولیت های فردی و اجتماعی را اموزش میدهند.

تعریف مددکاری اجتماعی

مددکاری را این طور تعریف کرده اند:

"مددکاری حرفه ایست مبتنی بر علم و هنر و مهارت و هدف که در ان سعی میشود که مددجو(فرد یا گروه یا جامعه)مشکل خود را شناخته و به تواناییهای خود پی برده و با استفاده از منابع و امکانات موجود در جهت حل مشکل خود بر اید"

مددکاری علمی است که در ان مدکار همه تواناییهای خود را در جهت حل مشکل مددجو به کار برده و به مددجو نشان دهد که او علیرغم داشتن مشکلات دارای تواناییها و استعدادهای فراوانی است که به انها توجه نکرده است و میتواند با بکار بردن تواناییهای خود مشکلات را حل کند.

 

 

همه روز روزه بودن      همه شب نماز خواندن

همه ساله حج نمودن       سفر حجاز کردن

به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن

ز مناهی و ملاهی همه احتراز جستن

ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن

به خدا که هیچیک را ثمر انقدر نباشد

که به روی نا امیدی در بسته باز کردن

 

این شعر را برای نشان دادن ارزش و اهمیت مددکاری از شعرهای شیخ بهایی در این مجال اوردم.

اگر به دستورات دین اسلام هم توجه کنیم چیزی جز معنای این شعر نیست و اسلام هم برای توجه به امور دیگران سفارشات بسیار کرده است.

برای مددکاری عشق لازم است :

عشق به همنوع          عشق به انسان و انسانیت                 عشق به هموطن              عشق به ........

مددکاری رشته ایست که از فعالیت در ان میتوان لذت برد چون مددکاری خدمت به انسان و به عبارتی انسانهای دردمند و مشکل دار و کسانی که خود نمیتوانند مشکل خود را حل کنند و نیاز مند کمک مددکار است البته لذت بردن نه از اینکه انسانی نیازمند کمک ما است بلکه لذت بردن از اینکه میتوانیم به او کمک کنیم تا توانایی های خود را بشناسد و قادر به حل کردن مشکل خود بشود یعنی وقتی یک مددکار میبیند که مددجوی او قادر شده تا با مشکلات روبرو شود و خود سعی در حل ان میکند از کار خود احساس لذت و رضایت میکند.

من یکی از هزاران دانشجوی مددکاری هستم.

در این مجال با یاری خداوند متعال و با مساعدت شما دوستداران مددکاری قصد ان دارم تا جایی که مقدور است مطالبی هرچند کم و ناقص به نگارش در اورم.

در ابتدا برای شروع کلیاتی از مددکاری را بیان میکنم

مددکاری را اگر در تاریخ بجوییم قدمتی به اندازه عمر بشر دارد.انجا که اگر مشکلی برای شخصی به وجود میامد گروهی از بستگان و اشنایان دست به دست هم میدادند و یک بسیج عمومی برای حل مشکل فرد شکل میگرفت.همین دلسوزی و همین تلاش برای رفع مشکل خود نشاندهنده علاقه افراد برای حل مشکل و به عبارتی مددکاری(البته نه به صورت علمی)است.