مددکاری و مددکاری!
مددکاری همان طور که از نامش پیداست یاری رساندن به نیازمندان است .یاری رساندن بدون چشمداشت به پاداش و یا حتی تشکر از سوی مددجو. امدادی از روی عشق به انسانها و به همنوعان .مددکار زمانی در کارش موفق خواهد بود که خدمتش را از روی عشق و علاقه عرضه کند و تنها در این صورت است که در کارش هرگز احساس خستگی نخواهد کرد.
مددکاری شغل بسیار با ارزشی است با ارزش است چون هدفش خدمت به انسانهاست خدمت به کسانی که حقوقشان را در جامعه به دلایلی نتوانسته اند دریافت کنند خدمت به کسانی که حقوقشان به نوعی ضایع و تباه شده. خدمت مددکار مانند اکثر کارمندان ادارات نیست که پشت میز نشسته و فقط اوراق را امضا کند بلکه مددکاری شغلی پویاست که کارش از لحظه اشنایی با مددجو شروع شده و تا حل ان تا جای ممکن ادامه خواهد داشت.مددکار همراه با مددجو در حل مشکلات او شرکت دارد و سعی میکند تا مددجو در جریان حل مشکل خود به بالاترین سطح خود اتکایی برسد تا جایی که دیگر در حل مشکلاتش نیازی به مددکار به عنوان همراه نداشته باشد .
ولی متاسفانه در کشور ما علیرغم اینکه قشر عظیمی از مردم نیازمند کمک به انواع مختلف ان هستند در موسسات متولی این امور مددکارانی حضور دارند که مددکار نیستند بلکه فقط نام مددکاری را با خود یدک میکشند . کسانی که حتی از اصول و ارزشهای اساسی مددکاری هم مطلع نیستند و به عبارتی فعالیتی غیر حرفه ای دارند.مددکارانی که پشت میز نشین شده اند و فقط تنها کارشان این شده است که اگر مددجویی نیاز به مبلغ پولی داشت مقدار ناچیزی که معلوم نیست ایا میتواند حتی گوشه ای از مشکلات او را حل کند به او بدهد و جالب اینجاست که فرد مددکار هم فکر میکند که دیگر تمام مشکلات او را حل کرده است غافل از اینکه همین به اصطلاح کمک مالی او هم ممکن است به زیان مددجو تمام شود زیرا این احتمال میرود که این کار نوعی گداپروری باشد و نه تنها در استقلال مددجو کمکی نکرده است بلکه او را بیش از پیش به خود و موسسه مربوطه وابسته کرده است.همچنین.......
این قصه به قول معروف سر دراز دارد . با همین چند جمله کوتاه میتوان دریافت که مددکاری با مددکاری چقدر میتواند متفاوت باشد .